انجمن شطرنج ایران
"کابوس شطرنجی من" - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن شطرنج ایران (http://irchess.com)
+-- انجمن: اخبار و مقالات (/forumdisplay.php?fid=62)
+--- انجمن: مقالات (/forumdisplay.php?fid=64)
+---- انجمن: مطالب بهزاد خوشکلامیان (/forumdisplay.php?fid=122)
+---- موضوع: "کابوس شطرنجی من" (/showthread.php?tid=1481)



"کابوس شطرنجی من" - Admin - ۲۳-اسفند-۹۵ ۰۱:۴۰ عصر


صدای نزدیک شدن پاهائی رو به سلول زندان می شنیدم...چند لحظه بعدش خودم رو تو دادگاه بسیار عجیبی دیدم...

به غیر از قاضی دادگاه..همه شون مهره های شطرنج بودن...تموم حضار..از شاکیان گرفته تا تماشاچیان سیاهی لشکر نان به نرخ روز خور..

رو صندلی متهمین نشستم و اولین شاکی رو احضار کردن...مهره وزیر بود...با نیم نگاهی تحقیر آمیز به من شروع کرد به صحبت:

این آقای محترم که اینجوری مظلوم نمائی می کنه!..تکیه کلامش به من همیشه "تنها تو"!بود...ولی براحتی سر من هوو آورده و یه پیاده رو وزیر کرده!...این خائن بی همه چیز!!

قاضی به وزیر گفت:احترام دادگاه رو رعایت کنید لطفا!..متهم دفاعی داری؟

گفتم:جناب قاضی این داره دروغ میگه!..اصلا خودش بهم گفت ده تا وزیرم داشته باشی ذره ای از عشق من کم نمیشه!!..

"رخ" رو آوردن تو جایگاه شاکیها و گفت:

دلم ازین خودخواه خونه!..چندین مرتبه من رو با اسب و فیل و هر الاغی عوض کرده!..بعدشم دیده قربانیش اشتباهه!..بدبخت آماتور!!..

گفتم:جناب قاضی این عوضی داره دروغ میگه به ولله وقتی این کارو باهاش کردم که اندازه یه نخود ارزش نداشت!..چه برسه به اسب و فیل..

فیل رو آوردن به جایگاه:

جناب قاضی این اصلا آدم نیست!!..حرکت یازدهم و اینا بود که من رو جا گذاشت!..شانس آوردم طرف ازین کورتر بود و ندید!!

گفتم:جناب قاضی این بد قواره رو گذاشته بودم که طرف تو تله بیافته که نیفتاد!..اگه میگرفت این عوضی رو.. مات می شد!!

قاضی گفت:دوباره یاد آوری می کنم شئونات دادگاه رو رعایت کنید!..

اسب رو آور دن و شروع کرد به شیهه کشیدن!:

جنلب قاضی این مردک!اولین مهره ای رو که تعویض می کنه منم!..این آخرین بازیش با من یک پیاده گرفته و منو به کشتن داده!!

گفتم:جناب قاضی اگه اون پیاده رو نگرفته بودم وزیر بود و خاک تو سرم میشد...این چهارپا که اینا حالیش نیست!!

پیاده رو به جایگاه احضار کردن و گفت:

من از یک نظر ازش راضیم!اینکه من رو وزیر کرد و واسه خودم کسی شدم..ولی خیلی بی چشم و روه!!..نگفت که وزیر داره!!

گفتم:جناب قاضی این فسقلی که من وزیرش کردم ..باعث شد اون بازی رو ببرم..خوب شطرنج همینه دیگه!..زنیکه تازه به دوران رسیده!!

قاضی گفت:واقعا همه تون بی شعورین!!..گفتم شئونات دادگاه رو رعایت کنین...سکوت کنین تا دادگاه وارد شور شود!...

چند لحظه بعد قاضی دادگاه حکم رو قرائت کرد:

بدین وسیله متهم به دوسال محرومیت از بازی...هفتاد ضربه شلاق..سه بار مات مختنق !محکوم می گردد!!

...یهو از خواب پریدم و دیدم سرگرم بررسی بودم که کنار مهره ها خوابم برده بود...همچین زدم زیر صفحه و مهره ها که هر کدوم به گوشه ای پرتاب شدن!!..

"بهزاد"



RE: "کابوس شطرنجی من" - Admin - ۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۱۹ عصر

"کابوس شطرنجی من" قسمت چهارم

صدای داور تو سالن پیچید..بازیکنا بشینید پشت میزاتون...جدول رو نگا کردم..دورنهم..میز یک..سفید بهزاد...
اوخیش.. داریم مقام میاریم..!..مساویم کنی خیالت راحته...رفتم سر میز دیدم حریفم نشسته...
عه..!...سلام...شمائین..؟..شما که همیشه داور بودین..چی شد یهو بازیکن شدین؟..
گفت..بشین سر میزت اینقدم حرف نزن..!..الانم داورم..!..
فکر کردم شوخیش گرفته یهو آی دی کارت داوریشو دیدم به گردنش آویزونه..!..یکی از داورا رو صدا زدم و گفتم..داور حق بازی کردنم داره مگه؟..
گفت..آره که داره..!..سروصدام نکن استارتو بزنین..!..
اومدم مهره هارو مرتب کنم...عه..!..مهره های حریفمم سفیده که..!..گفتم..داور محترم مگه من سفید نیستم؟..اینم مهره هاش سفیده که..!..
داور گفت..سفید؟..من که سفیدی نمیبینم..!..مطمئنی حالت خوبه..؟!..بازیتو بکن بار آخرتم باشه منو صدا میزنی ها..؟!..
حریفم گفت..خخخخ!..خودتو به یه چشم پزشک نشون بده..!..شروع کن بازیتو وگرنه جریمه زمانیت میکنم..!..
ای4کردم..اونم ای4کرد..!...ای خدا چکار کنم؟..هرچی حرکتها بیشتر میشد بیشتر گیج میشدم...مهره های خودی و دشمنو قاطی کرده بودم..تو دلم گفتم..بی خیال با اینم کنار میام..تو زندگیم خیلی از مردم با لباس دوستی دور و ورتن و فقط تظاهر میکنن...
یهو گوشی حریفم زنگ خورد و گفتم اوخ جووون..!..
دیدم خیلی آروم گوشیشو در آورد و گفت سلام عزیزم..!..آره سر بازیم!..با همین یارو بهزاد..!..بابا همونی که چرت و پرت مینویسه اسمشو میذاره داستان..!..اوهوم!..سبزی خوردن یادت نره...بای..!..
گفتم..ناسلامتی تو خودت داوری آخه..!..این باخت نداره مگه..؟..
گفت..ببخشید چی باخت نداره..؟!..
گفتم..نخود چی..!..گوشیتو میگم..
گفت..نفهمیدم به من توهین میکنی..؟!..اهای داور..!..یکی بیاد اینجا..
داور اومدو گفت..مثل اینکه تو آدم بشو نیستی..!..ساعتمو برداشتو زمان کم کردو گفت بار آخرت باشه..!..
گفتم..ای بابا...عجب بدبختی گیر کردیم..
حریفم گفت..خخخخ!...خوب حالتو گرفتم..!..
گفتم..به روی آب بخندی...!..آخه این عدالته..؟!..اگرم ببری مثلا دلت خوشه برنده شدی؟..
گفت..صحبت نکن فعلا کیشی..!..
گفتم..بیا..بازیم بلد نیستی..کجا کیشم من..؟..
اسبمو تو اف3نشون داد و گفت با این الاغ..!..
گفتم..اولا این الاغ نیستو اسبه..!..دوما..اسب منه نه تو..!..
گفت..د نه د...!..الاغ منه!...آهای داور...!..
داور اومدو گفت..این که سوال نمیخواد..این الاغ سیاهه..!..
گفتم..ای داد ای هوار این مسابقه س یا تیمارستان..؟!..
داور گفت..چی؟؟..توهین میکنی؟؟..بلند شو برو بیرون بازنده ای..!...
اختتامیه دیدم هنوزم سومم..گفتم بازم خوبه..خرج خودم در میاد..!...
مسئول مسابقه جایزه نفر اولی حریفمو داد و گفت..خب خسته نباشین..لطفا بقیه سال دیگه همین موقع برگردین واسه جایزه تون..فعلا پول نداریم..!.....
صدای خنده ای بیدارم کرد و دیدم فسقلی فضول به حرفائی که تو خواب زدم هر و هر داره میخنده...

"بهزاد"