انجمن شطرنج ایران Iranian Chess Forum

نخستین و بزرگترین انجمن شطرنج در ایران

شطرنج,کتاب,اخبار,مقاله,فیلم آموزشی,بزرگان شطرنج

شطرنج

انجمن شطرنج ایران
شطرنج
مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن




آموزشگاه مجازی شطرنج


مجموعه "فسقلی فضول"
زمان کنونی: ۲-مهر-۹۷, ۰۹:۳۳ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Admin
آخرین ارسال: Admin
پاسخ ها 14
بازدید 1714

مجموعه "فسقلی فضول"
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #1
مجموعه "فسقلی فضول"
فسقلی فضول..قسمت دوم

اههههه...دوباره شروع شد..باز یه پیاده کمه..نگا کردم دیدم طبق معمول زیر رختخوابه..
گفت چیه دنبال من میگردی؟!..
گفتم دمت گرم بابا..!..باز حرف میزنی؟..جون من بیا بیرون..!..
گفت نمیام..تا چشات درآد..!..
گفتم بدخلقی نکن دیگه..هر موقع میری اون زیر میدونم به یه چیزی معترضی..!..بنال..بگوشم..
گفت چی شد؟.. موفق شدی قیمتا رو بیاری پائین؟..
گفتم قیمت چی؟..دلار..؟!..
گفت..مسخره خودتی..!..با اون طنزای مسخره ت هزینه خوابگاهو آوردی پائین؟..جایزه ها بیشتر شد؟..
گفتم..خب نه که حتما کار طنزای من باشه..ولی تاثیر داشته..حالا از همین ناراحتی؟..
خوشحال نیستی شطرنجبازا بتونن راحتتر تو مسابقه شرکت کنن و جیبشونو نتکونن؟..
گفت..مدال قهرمانی به گردنت آویختن؟!..
گفتم متوجه نمیشم..؟..مدال میخوام چکار؟!..
گفت..فردا همینا به خاطر کم شدن هزینه ثبت نام میکنن ..بعدش پیش برگزار کننده کلی پشت سرت میکوبن و میگن این یارو بهزاد میخواست مسابقه باشکوه شما رو زیر سوال ببره..!!
گفتم..خب گیرم که حرف تو باشه..مهم هدفیه که بهش رسیدم..نه اون مدال مسخره که ازش صحبت میکنی..
گفت اشتباهت همینه دیگه..هدفت پائین آوردن قیمتاس..!..باید هدفت بالا بردن باشه..!..
گفتم مسخره کردی..؟!..بالا بردن قیمتا؟؟..
گفت نه عزیز..بالا بردن آگاهی شطرنجبازا..
بالا بردن غرور شطرنجبازا..
که هر برگزار کننده ای به خودش اجازه نده اونها رو تحقیر کنه..
یا مثل بچه ها باهاشون رفتار کنه..
و تا دید اوضاع خرابه تغییر بده شرایط مسابقه شو..هزینه ها شو..جایزه هاشو..
بایدکاری کنی که برگزار کننده همون روز اول نوشتن آئین نامه..بدونه که با این شرایط شطرنجبازا نمیان..!..
گفتم بابا دمت گرم..!..تو دیگه کی هستی؟!..
خندید و گفت..مگه نمیدونی؟..خودت این اسمو رو من گذاشتی..فسقلی فضول..!

"بهزاد"




در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۱-شهريور-۹۶ ۱۲:۳۵ صبح
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #2
RE: "فسقلی فضول" قسمت سوم
"فسقلی فضول" قسمت سوم

احساس کردم خسته م...صفحه مهره رو جمع کردم و چراغ خاموش و موزیک رو راندوم..!..
ای که بی تو خودمو..تک و تنها میبینم..هرجا که پا میذارم..تو رو اونجا میبینم...
عه..!..دمت گرم راندوم..!..خیلی باحاله این آهنگه..
یهو گفت..جمع کن بینیم بابا..!..نه تو خودتو تک و تنها میبینی نه اون..!..همه ش فیلمه..!..
گفتم عه..!.فسقلی فضول باز توئی ؟..درست صحبت کن هااا؟..اصلا این مسائل به یه پیاده فسقلی چه ربطی داره؟..بحث شطرنج شد حق داری صحبت کنی..
گفت بحث شطرنج..؟..نه که افتخار زیاد داری..!..با اینهمه کتابی که تو خوندی باید الان استاد بزرگ میشدی..!..ولی عاقبتتو نگا کن..بزرگترین افتخارت اینه که جشن تولدت با قائم مقامی یکیه..!!..
گفتم..اولا درست صحبت کن..استاد قائم مقامی...دوما..کلی حکم استانی دارم..چیه؟..حسودیت میشه..؟..
گفت ..خخخ!..مردادی از خود راضی..!..نه که تو استان شطرنجباز زیاد دارین؟..اگه راس میگی این مسابقه رو دیگه اول شو..!..
گفتم..خوب حالا اول یا هرچی..تو ده نفر راضیم..!..
گفت..نه فقط اول..!..
گفتم سعی خودمو میکنم..هرچی خدا بخواد..!..
گفت..خخخ.!..
گفتم مسخره میکنی؟..همچین میزنمت که دوباره بری زیر تختخواب..!..
گفت..آره بزن..شما آدما تا کم میارین کارتون اینه.!...ولی یه نصیحت از من بشنو...میخوای مقام بیاری..؟؟..
گفتم آره خب کیه که نخواد..؟!..
گفت..شبا این آهنگا رو گوش نده..!..تو اتوبوسم که داری میری مسابقه ..من خبر دارم..ذهنت مشغول این چرندیاته..!..
گفتم ای فسقلی فضول..!..درست صحبت کن..چرندیات یعنی چی؟!..
گفت..آهنگه چرند نیست..خاطراتی رو که تو ذهنت زنده میکنه..اونا چرنده..!!..
کمی سکوت کردم...پلکام سنگین شده بود....کمی هم خیس بود...
زیر لب گفتم... دمت گرم فسقلی فضول..!..شب بخیر...

"بهزاد"


در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۱۱ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #3
RE: مجموعه "فسقلی فضول"

"فسقلی فضول"...قسمت چهارم♠️♥️

سکوت زیبائی تو خوابگاه بود..
دونه های برف پشت پنجره زیباترش کرده بودن..
یهو از زیر تخت یکی وز وز کرد که چه خبر؟..چرا نرفتی سر مسابقه؟..
نگا کردم دیدم یه پیاده س..!
گفتم عه..!..تو با پیاده فسقلی فضول همیشگی من نسبتی داری؟..
گفت..آره که چی؟؟..بحثو عوض نکن..چرا نرفتی؟..
گفتم..خب طبیعیه دیگه..سومین باخت رو دادم و بعدشم انصراف..
گفت..ببینم..تو کارو زندگی نداری..؟!..
گفتم..متوجه نمیشم..
گفت..آخه بدون تمرین و با روحیه داغون اومدی مقام بیاری؟..نه عزیزم از این خبرا نیس..یا کارو زندگیتو بچسپ یا شطرنجتو..!..
گفتم..ببین فسقلی..حرفات منطقیه..ولی فعلا حوصله سخنرانی ندارم..
گفت..نفهمیدم؟..گوش دادن به حرفای من بیشتر حوصله میخواد یا دو هفته آواره این شهرا بودن و از سوز سرما لرزیدن و کلی هزینه کردن..؟؟..شما آدما همتون همینین..دنبال یه پول قلمبه بدون زحمتین..بدون تمرین پا شده بیاد اول شه..اونم با اون روحیه داغون!..
گفتم..باشه حق با توه.. حالا ناراحت نشو..خب بگو گوش میدم..
صورتشو رو به اونور کرد و گفت..میخوام صد سال سیاه گوش ندی..!..
گفتم..ببین فسقلی..درسته که از خیلی چیزا خبر داری..ولی همیشه یه چیزائی تو آدم هست..که هیچکی غیر خودش خبر نداره..اگه خبر داشتی..اینهمه سر کوفت نمیزدی..
گفت مثلا چی..؟..یکیشو بگو..
گفتم..نمیشه..نمیتونم..
گفت..بگو بگو..!..
گفتم گوشاتو بیار جلو.....
بیچاره فسقلی فضول..کاش بهش نمیگفتم..چون دلش نازکه و حساس...
دونه های برف آروم میومدن پائین..
فسقلی فضول رو هم گذاشته بودم لب پنجره که با من نگاه کنه..
زیر چشمی نگام کرد و گفت..دمت گرم بهزاد...خیلی زیباس...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۱۶ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #4
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول" قسمت پنجم♣️♥️

دیدم تو فکره..حس ششمم تنها در مورد آدما قوی نیس..فهمیدم از یه چیزی ناراحته..
گفتم..فسقلی با تو ام...چته ؟..قبلا ورجه وورجه زیاد میکردی ولی امشب ساکتی..
گفت هیچی همینجوری..!
گفتم..هاااا...این دو کلمه نشونه یه اعتراض به اوضاعه..!..بگو بینم..
گفت..مگه من گناه کردم پیاده شدم؟..چرا وزیری.. اسبی ..رخی.. فیلی نشدم؟..
گفتم خب چه اشکالی داره؟..تو پیاده نمیشدی یکی دیگه میشد..
گفت..خب آره..ولی من حرکتی میکنم دیگه راه برگشت ندارم..ولی همه سوارها میتونن برگردن جای خودشون..این تبعیض نیس؟!..
گفتم..خب در عوضش تو میتونی به هر کدوم اونها تو عرض آخر تبدیل شی..
گفت..آره جون خودت..حالا کو تا تبدیل شدن؟..کلی باید حمایت بشم..آخرشم یه سوار میکوبن تو سرم..
گفتم خب همون یه سوار تکلیف بازی رو روشن میکنه..
گفت..وزیرم که میشم بازی رو واگزار میکنن نمیذارن یه کم عقده هامون خالی شه..!..
گفتم..ای بابا فسقلی سخت نگیر..خودتم میدونی حرفام درسته و مهمترین مهره تو بازی هستی..
گفت..جون من؟!..راس میگی بهزاد..؟..
گفتم..آره دروغم چیه..
گفت..پس چرا تو بازی همه ش حواست به وزیر و سوارای دیگه س ؟!
گفتم..آخه اونا باید باشن..تا بتونن از تو محافظت کنن..اگه یکی از اونا کم بشه..تو و دوستای فسقلیت هیچوقت عرض آخرو نمیبینین..
گفت..خب یه کاری واسم انجام بده..این وزیره شبا وقتی تو خوابیدی همه ش منو تهدید میکنه..!..میگه بار آخرت باشه تو بازیا جای منو میگیری..!..یه داستان بنویس حالشو بگیر..!..انگار شوهرش خیلی عتیقه س !!..
خندیدم گفتم..باشه چشم..همین گفتگوی امشبو مینویسم..
خندید و گفت..دمت گرم بهزاد..

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۱۸ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #5
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول" قسمت ششم ♥️♠️

چراغو خاموش کردم و تو دلم گفتم..خوبه امشب کمی زودتر خوابم گرفت..این پیاده فسقلیم فکر کنم خوابش برده..اکثر شبا با سوالهای چرت و پرتش نمیذاره بخوابم..به خیالش خیلی میدونه و خیلی بارشه..
یهو صداش در اومد...اوهوی..!..با تو ام بهزاد..!..
ای داد و بیداد..فکر کردم خوابیده..
گفتم ها..؟..باز یادمون رفت بندازیمت تو جعبه..؟..اوهوی یعنی چی..؟!..بگو آقا بهزاد..!
گفت..باشه آقا بهزاددد..!..میگم..از اون خانمه عذر خواهی کردی یا نه..؟..
گفتم..آره خیر سر تو..!..محل یه موشم بهم نذاشت..ما رو باش به توصیه کی عمل میکنیم..یه پیاده فضول..!..
گفت..وظیفه ته..!..
گفتم..فسقلی..جون خودت بذار بخوابم..دس وردار....گفتی تبلیغ کن واسه فلانی..گفتم باشه...گفتی از فلانی عذرخواهی کن...گفتم باشه...گفتی به فلانی بباز که تو بانوان اول شه...گفتم باشه...گفتی..از فلانی دفاع کن مزاحم داره گفتم باشه...در ضمن..نمیدونم چرا همه ش مدافع حقوق زنهائی..؟!...تا حالا شده پیش من سفارش یه آقا رو بکنی؟!!..
گفت..بله که شده..!..همین دیشب مگه نگفتم از اون دوتا بازیکن که دارن محروم میشن چرا دفاع نمیکنی؟!....
گفتم..آره ولی اون دوتا که میگی یکیشون خانمه فضول جون..!...بابا بی خیال...تو واسه من حالی نمیشی..بذار بخوابم..
گفت..ببین بهزاد...یه چیزی یادم افتاد..
گفتم..زود حرفتو بزن خوابم میاد..
گفت..میشه به اون خانمه که دیشب جوابش کردی گفتی وقت ندارم آموزش بدم پیام بدی..؟!..
گفتم..پیام بدم که چی؟؟..
گفت..هیچی..بگو باشه یه چن جلسه ای..!..
گفتم..ببین فسقلی..یه کلمه دیگه حرف بزنی میچپونمت تو جعبه خفه خون بگیری..
روشو اونور کرد وگفت..خب باشه دندت نرم..!..مارو باش یه بار ازش خواهش کردیم..!
گفتم..یه بار؟؟..واقعا خجالت آوره..حتما فردا پس فردا بهم میگی برو خواستگاری برام..!..
گفت..آی دمت گرم بهزاد یادم انداختی..!..
گفتم..چی رو..؟..
گفت..اون دختره بنده خدا خواستگار داره..!..
گفتم..کی؟؟...اصلا به من چه..؟؟..
گفت..خب یه تبریکی چیزی..!
دیگه صبرم تموم شد...چپوندمش تو جعبه...دلمم واسش می سوخت...چون میدونستم که دلش پاکه و هیچ منظوری از این حرفا نداره...ولی خبر نداره که اگه پیاده نبود و یه آدم دوپا بود تو این دنیا..هزارتا حرف و حدیث پشت سرش میخوندن..
از تو جعبه صداشو تقریبا میشنیدم....داشت به مهره های دیگه میگفت..آخه به شمام میگن مرد؟؟!..درست بخوابین این وزیر بیچاره جاش تنگه..!!

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۲۶ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #6
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول" قسمت هفتم ♠️♥️♣️♦️

با خودم گفتم..عه..!.محاله این بازی بازنده باشه..!..پیاده اجبارا وزیر میشه که...
صفحه مهره رو آوردم جلوم که بررسیش کنم که دیدم بازم یه پیاده کمه!..ای بابا..زیر تخت رو نگا کردم دیدم نیست...عجیبه...پس این فسقلی کجاس..؟..
صدای ضعیفی رو شنیدم که چه عجب..؟!..یادی از ما کردی..!..
درب جعبه مهره ها رو وا کردم و گفتم..عه..فسقلی؟..اینجائی؟..
روشو اونور کرد وگفت..پ ن پ..!..تو کوچه م..!..
گفتم..حالا چرا با این ناراحتی؟!..
گفت..اینقده مشغول کارای خودشه که یادش نیست من اینجام..
گفتم..این چه حرفیه فسقلی؟..تو یه دوست خوبی..فقط یادم نبود..
گفت..آره..جون خودت..آدما معمولا چیزی رو فراموش میکنن که براشون بی اهمیته..!..
خندیدم و گفتم..ای بابا..دیگه جملات روانشناسی خودمو تحویلم نده!..باشه معذرت میخوام..بیا که این بازیو بررسی کنم..
گفت..عذرخواهیشو جواب ندن..بی خوابی بزنه به کله ش از عشقش!..هر گندی میزنه میندازه گردن من..!..
خندیدم و گفتم..فسقلی؟؟..عذرخواهی کردم ها؟!..تو عزیزترین دوستی واسم..!..
نگام کرد و گفت..جدی میگی بهزاد؟؟..
گفتم آره که جدی میگم..
گفت..تو این بازی که میگی..پیاده ای وزیر میشه؟؟..
گفتم آره اتفاقا..
گفت..منو بذار جای اون پیاده دمت گرم..!..
خندیدم و گفتم باشه..
بازی رو چیدم..ولی آخرای بازی متوجه شدم که نه.!..پیاده نمیتونه وزیر بشه....حریف حرکتی بسیار قوی تو چنته داشت...اون حرکتو نادیده گرفتم و انجامش ندادم....به خاطرفسقلی...
احساس کردم خوشحال کردن یه دوست خوب از همه چی مهمتره..
لبخند فسقلی بعد وزیر شدن خیلی زیبا بود..
اولین لبخندی بود که تونست منو یاد لبخند عزیزترینم تو زندگیم بندازه...
که حالا دیگه نبود...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۲۶ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #7
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول" قسمت هشتم

آخرای شب بود...زیادی بازی بررسی کرده بودم...چشام سنگین بود..
ناخودآگاه یکی از پیاده ها رو برداشتم و صفحه رو خالی کردم..
پیاده رو چرخی تو هوا میزدم و سعی میکردم محل دقیق بی حرکت شدن اون رو روی صفحه حدس بزنم...
خیلی سخت بود..حتی یه بار هم نتونستم..
یهو گوشه صفحه یکی از پیاده ها گفت..خخخخ..!..
گفتم ها؟..فسقلی دوباره شوخیت گرفته؟!..سخته خب..
فسقلی گفت..بهزاد چراغو خاموش کن خوابم میاد..
گفتم..چه عجب..!..قبلا تو نمیذاشتی بخوابم..این به اون در..!..
گفت..بهزاد..محاله بتونی تشخیص بدی تو کدوم خونه وامیسه..!..
گفتم خوب شد گفتی..!..وگرنه نمیدونستم.!.
گفت..بهزاد...
گفتم..چیه؟؟.. دیوونه م کردی...
گفت..چقد احتمال داره تشخیص بدی..؟..
گفتم..یک در هزار..!..
گفت...آدما همین قدر از فردای خودشون خبر دارن..!..
پیاده رو گذاشتم زمین و گفتم..خب..؟..
گفت..پس چرا اینهمه دشمنی و دروغ و ریا؟..چرا اینهمه حق کشی و غرور و کینه و هزار تا آت و آشغال دیگه؟!..
گفتم..دمت گرم بابا فسقلی..!..حرفات قشنگه ها؟!...ولی میدونی چرا؟...
گفت..بگو بدونم..
گفتم..چون خیلی از آدما چیزی رو که تو داری ندارن..!..
گفت..چی؟..
چراغ و خاموش کردم و دم گوشش گفتم.....یه قلب پاک....حالا بگیر بخواب...
لبخند فسقلی رو تو تاریکی میدیدم...
چه بی ریا بود...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۱۵-ارديبهشت-۹۷ ۰۶:۲۹ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #8
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول" قسمت دهم

حوصله م سر رفته بود...اومدم یه بازی از فرانک مارشال رو بچینم..
اههههه!..یه بار نشد من این صفحه مهره رو بچینم و این پیاده فضول زیر تختخواب نباشه..!..
گفتم..فسقلی محبت میکنی بیای بیرون؟!..
گفت..ماشالله چه با کلاسم صحبت میکنه..!..
گفتم..فسقلی این طرز صحبت نشونه یه نارضایتیه..بگو بشنوم..
گفت..نخیرم..باهات قهرم..یه خودخواه به تمام معنائی بهزاد..!..
گفتم..فسقلی درست صحبت کن..خودخواهیم چی بوده بگو بدونم؟..
گفت..تو اکثر داستانهات قهرمان داستان خودتی..!..
گفتم..خب اینجوری پیش میاد من چکار کنم..خودتم میدونی اکثر داستانهای من واقعیه..اگه تخیلی باشه که....
حرفمو قطع کرد و گفت..سخنرانیت تموم شد..؟!..یا امشب منو قهرمان داستانت میکنی یا که.. نه من نه تو..!..
گفتم..باشه بیا بیرون...چون داستان در مورد یه بازی شطرنجه..فسقلی رو چیدم و گفتم..پیاده ای بود که همیشه آرزوی رسیدن به عرض آخرو داشت..خودشم میدونست که اونجا دیگه باید با صفحه خداحافظی کنه..ولی دوست داشت که بردن این بازی رو از چشم اون ببینن و افتخار کنه به خودش...بازی شروع شد و نزاعی خونین درگرفت..تموم سوارهای روی صفحه هدفشون فقط کنترل مرکز بود و در فکر ایجاد یک طرح حمله و یا یک ضربه تاکتیکی و گرفتن مهره ای از حریف..خیلی از مهره ها تعویض شدن..ولی سرنوشت با پیاده یار بود و تعویض نشد..
آخرای بازی بود که ارتقاء پیدا کردو باعث بردن بازی شد..همه مهره های باقیمونده شادی میکردن..بجز یکیشون...اونم یه پیاده غمگین و تک و تنها بود..به یاد خاطراتی که با دوستش داشت..دوستی که دیگه نبود..همه ش خدا خدا میکرد که صفحه مهره رو دوباره بچینن..و دوستشو دوباره ببینه..ولی تازه یادش افتاد..که این شطرنج نیست...و اونم پیاده نیست..دوستش هم همینطور....این زندگیه..و خودش و دوستش..یک سرباز وطن..
فسقلی با بغض گفت..بهزاد....من کدومشون بودم؟..
گفتم..هر کدوم که دوس داری...هردوشون قهرمان داستان من هستن..
گفت..برو سر خودتو شیره بمال..!..اینو واسه اون دوستت نوشتی که دیروز اینجا بود و داشت گریه میکرد..
گفتم..راسیتش آره فسقلی..ولی خودمونیم..خیلی حواست هست آ..؟! ...عه...فسقلی؟؟..واسه قهرمان شدنه داری گریه میکنی؟؟...
گفت..نه بهزاد...واسه اون قهرمانای واقعی...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۱۳ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #9
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"تصمیمی برای مسابقه"
قسمت دوازدهم از فسقلی فضول

یه کاغذ گذاشته بودم جلوم و داشتم حساب میکردم که یه مسابقه برم..ایییی..بد نیس..یه هوائی هم تازه میکنم....طبق معمول پیاده فسقلی بازجوئی رو شروع کرد..!...
با تو ام..بهزاد..؟!..داری چکار میکنی؟..هر موقع کاغذ جلو دستت باشه میخوای بری مسابقه..!..آره..؟..بگو بگو...!
گفتم..آره فسقلی.. کمی دلم گرفته..میخوام دلم وا شه..!..دوستامم میبینم و دیداری تازه میکنم..
گفت..آخه این رئیس فیده میذاره بری..؟..جواب اعتراضتو هنوز ننوشته بلکه آبا از آسیاب بیفته و گندی که زده ماستمالی کنه...!
گفتم..بله..؟؟..رئیس فیده..؟؟
گفت..همینی که میخواست از آب گل آلود ماهی بگیره و سه ماه محرومت کنه و به اسم اون بنده خدا تموم شه..!..
گفتم..فسقلی اون که رئیس فیده نیس قوربون اطلاعاتت برم..!..
گفت..آخه اینجوری که من میبینم ترمز بریده امسال تا ریاست فیده م پیش میره..!..میگم بهزاد یه کم پاچه خواریشو بکن بلکه یه کاره ای بشی اونجا..!..
گفتم..ببین فسقلی..گیرم که رئیس فیده م بشی..آدم ارزشش به اینا نیس..مقام آدما تو انسانیتشونه و احترام قائل شدن به زیر دستاشون و آرامش وجدانشون...در ضمن..درست صحبت کن..پاچه خواری کار آدمای بی وجوده..کسائی که میخوان یکی دیگه به اونها وجود و معنی بده..
گفت..خخخخ!..باشه سخنرانی نکن شوخی کردم..راستی باج دادی؟..
گفتم..خخخخ!...خوب شد یادم انداختی..نه سیستم جامعم باید بدم داره تموم میشه..
گفت..بیمه چی؟...شاید وزنه ای افتاد رو سینه ت..!..خخخخخ!...
گفتم..خخخ..نه خوشمزه..خوب شد اونم یادم انداختی..الان حتما طبق معمول همه سال دوبرابر شده..!..
گفت..راستی بهزاد شاید مقام آوردی و جایزه تو ندن بگن اسپانسره مادرش مرده..!...
گفتم...خخخ..راستم میگی ها..دیگه اعتماد نداریم ..باید یه بندی تو آئین نامه ها اضافه کنن که درصد احتمال پرداخت جوایز رو بنویسن..!..
گفت..خخخ..خاک تو سرتون واسه عاقبت شطرنج حرفه ای بازی کردنتون...!..
گفتم..فسقلی سو استفاده نکن دیگه...؟!..
گفت..هزینه خوابگاهم اینجا پرداخت نکنی ها..برو ببین مبادا سوسکدونی باشه..!..چون پولی که بره تو حساب برگزار کننده..دیگه حتی دزدای صندوق قرض الحسنه هم نمیتونن با سیم و سیخ بکشن بیرون..!!..خخخخ...
گفتم..اون که حتما...پشت دستمو داغ کردم..!..
گفت..راستی بهزاد اگه زودتر اسم بنویسی شاید مسابقه کنسل شه..!..دیرترم اسم بنویسی کلی جریمه میشی..!..
گفتم..آره اینم رسم شده تو مسابقات ما..دستو بالشون آزاده دیگه..!..کسی نیست بهشون چیزی بگه..همه فکر حفظ مقام کذائی و توخالیشون هستن و بس..!...کاغذه رو پاره کردم و از پنجره انداختم بیرون..!..
فسقلی گفت..عه..!..پشیمون شدی..؟..مارو باش گفتیم دوباره یه گردشی با این بهزاد میریم..

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۲۷ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,281
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 811
سپاس شده 980 بار در 464 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 450 / 750
مهارت: 427 / 12,908
تجربه: 0 / 100

ارسال: #10
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"فسقلی فضول"قسمت سیزدهم

اوه اوه اوه..!..آلخین تو معرکه بودی به خدا..!..عجب ترکیبی..وایسا بازی رو از اول بچینم...
اهههه..!..باز این پیاده فسقلی نیستش...سرمو کشیدم زیر تختخوابم دیدم اونجام نیس...صداش کردم و دیدم با صدای ضعیفی جوابمو داد...لب پنجره نشسته بود...
گفتم..فسقلی؟..اونجا چکار میکنی؟..چرا صدات در نمیاد؟..
گفت..هیچی..داشتم بیرونو نگا میکردم..چیه میخوای بازی بررسی کنی؟..
گفتم..آره فسقلی بیا ببین یک پیاده چقده میتونه مهم باشه..!..ببین آلخین چه کرده..!
گفت..راستش تا دو دیقه رفتی بیرون گوشیتو دید زدم..! ببینم چی رو نگا میکردی و چرا چشات کمی خیس شد..
گفتم..فسقلی این کار اصلا درست نیس ها..؟..گوشی یه چیز خصوصیه..
گفت..آره میدونم..ولی گفتم ببینم چی ناراحتت کرده..نا سلامتی ما با هم دوستیم..
گفتم..خب دمت گرم..اسمتم که فسقلی فضوله..کاریش نمیشه کرد..!..نرفته باشی تو اون پیامای خصوصی ها..؟!
گفت..نه اونا به من مربوط نیس..دندت نرم با کیا میحرفی..!..میگم بهزاد..اونام سرباز بودن مثل من..؟!..
گفتم..کیا؟...اها...آره فسقلی...سرباز بودن...
گفت..اونجا چکار میکردن؟..
گفتم..تو اینجا کارت چیه رو صفحه؟..از مهره های دیگه محافظت میکنی..اگه پیاده ها رو بردارن مهره های دیگه خیلی آسیب پذیر میشن..خونه های خودی توسط مهره های حریف راحت اشغال میشن...اونهام اونجا نگهبانی میدادن...شب و روز...تا ما اینطوری راحت بخوابیم...راحت گپ بزنیم...حالام بیا پائین این بازی رو بچینم تا بدونی پیاده چقدر مهمه...
فسقلی؟...فسقلی..؟!..
کتاب رو بستم و گفتم..اشکال نداره نیم ساعت دیگه میچینم...قوربون اون معرفتت که اینقدر دلسوزی و قدرشناس...اون قطره اشکت خیلی ارزش داره فسقلی..تو یه دوست خوبی..
گفت..راس میگی بهزاد..؟..اینقده دوس دارم اینو میگی...!
اومد پائین و بازی زیبای آلخین رو چیدم...فسقلی رو جای اون پیاده پر شهامت گذاشتم...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۲۸ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


چه کسانی کسی از این موضوع دیدن کردن
5 کاربردرحال خواندن این موضوع:
Admin (۲۱-مرداد-۹۷, ۰۷:۲۶ عصر)، 52622 (۲۷-تير-۹۷, ۰۱:۱۵ عصر)، یاسین1385 (۱۶-خرداد-۹۷, ۰۴:۲۵ عصر)، Karimi (۷-اسفند-۹۶, ۰۱:۲۶ صبح)، Mb57 (۱۹-تير-۹۷, ۱۲:۵۳ صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
انجمن شطرنج ایران در تلگرام