انجمن شطرنج ایران Iranian Chess Forum

نخستین و بزرگترین انجمن شطرنج در ایران

شطرنج,کتاب,اخبار,مقاله,فیلم آموزشی,بزرگان شطرنج

شطرنج

انجمن شطرنج ایران
شطرنج
مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن




آموزشگاه مجازی شطرنج


مجموعه "فسقلی فضول"
زمان کنونی: ۲۶-آبان-۹۷, ۰۶:۵۶ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Admin
آخرین ارسال: Admin
پاسخ ها 16
بازدید 2552

مجموعه "فسقلی فضول"
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #11
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"جای خالی"
قسمت چهاردهم از فسقلی فضول

نیم نگاهی به زیر تختخوابم انداختمو گفتم..فسقلی بیا بیرون میخوام بازی بررسی کنم...
پیاده فسقلی صداش در نیومد..
گفتم..فسقلی با تو ام ها..تو هم داری کم کم اخلاق اکثر ما آدما رو پیدا میکنی..از رفتگر محله گرفته تا رئیس اداره باید دو بار سلام کنی یا صداشون بزنی تا جواب بدن..!..اسمشو میذارن کلاس گذاشتن..در صورتی که این نشونه سنگینی گوش و پیریه..!..
گفت..خخخخ..!..سخنرانیت تموم شد..؟!...میگم بهزاد تو باید کاندید شورای شهر میشدی..!..
گفتم..مزه نریز بیا بیرون میخوام بررسی کنم..
گفت..راستی بهزاد اگه من نباشم چطوری بررسی میکنی؟!..
گفتم..خب..یه حبه قندی چیزی میذارم جات..!..
گفت..اگه هرکدوم از مهره ها نباشن چی؟..قندون رو اینجا باید خالی کنی که..!..میشه اینطوری بازی کرد؟..
گفتم..فسقلی نرو رو اعصابم..بگو منظورتو خلاص..!..
گفت..آدما جای خالی هرچیزی رو با یه چیزی پر میکنن..ولی تو دلشون چی میگذره..خودشون میدونن و خدا..
گفتم..حق با توئه فسقلی..حرف حساب جواب نداره..ولی بیا بیرون این بازی رو بررسی کنم دمت گرم..!
گفت..میام ولی به یه شرط..!
گفتم..چه شرطی..؟..
گفت..به شرطی که قول بدی جای خالی منو با هیچی پر نکنی..!..
گفتم..عزیز دلم..! مگه میشه جای تو رو با هر آت و آشغالی پر کرد؟!..
فسقلی از زیر تختخواب اومد بیرون وگفت..میگم بهزاد... این زبون رو هم نداشتی چکار میکردی تو..؟!..
لبخندی زدم و بازی رو چیدم...
ولی وقتی پیاده فسقلی تعویض شد بی اختیار قطره اشکی از گوشه چشام اومد پائین...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۳۲ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #12
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"حق انتخاب"
قسمت پانزدهم از فسقلی فضول

آخرای شب بود و اومدم بخوابم...
با خودم گفتم..خوبه این پیاده فسقلیم مثل اینکه خوابیده...
پلکام خواست بسته شه که یهو......
این دفعه میرم...میرم از پیشت..!..این دفعه میرم واسه همیشه..!..حتی میدونم..دلتم تنگ نمیشه..!..
یه نگا به زیر تختخوابم انداختم و گفتم..به درک که میری..!..تو خجالت نمیکشی فسقلی؟..آخه الان وقت آواز خوندنه؟!...
فسقلی همینطور که به پایه تختخواب لم داده بود گفت..خخخخ..!..هیچی همینطوری..!..خواستم حالتو بگیرم.!...راستی بهزاد علت انتخاب یه حرکت تو شطرنج چیه..؟..
گفتم..آخه الان وقت این سواله؟!..خب یعنی حرکت خوبیه دیگه..!..
گفت..خب شاید از نظر تو خوب باشه..!..چرا تو هیئت هی داد میزنی پیاده رو بزن..؟..چرا هی زیر میز با پا میزنی و پچ پچ میکنی وزیر و بیا عقب..؟!..واکس کفش اون بنده خداها رو هم خراب میکنی..!..
گفتم..خب معذرت فسقلی بازم من تسلیم..آدمیزاده یهو کمی جو گیر میشه..!..اصلا حرکت گفتن به دیگران یه نوع بی احترامیه به اونها..حالا میذاری بخوابم ؟!..
گفت..نفهمیدم..فقط بی احترامی..؟!..اصلا این کار توهینه به شعور بازیکن..!..
گفتم..باشه باشه فسقلی صداتو بلند نکن همسایه ها خوابیدن..!..چرا یهو جو گیر میشی تو..؟..باشه چشم..دیگه اینکارو نمیکنم..اونها خودشون حق انتخاب دارن..شعور دارن..!..
گفت..هااا..!..حالا شد..!..در ضمن ..چرا این آهنگو گذاشتی تو کانال بعدش به من میگی به درک که میری...؟!..فکر میکنی من خبر ندارم چرا گذاشتی..؟!..
گفتم..جل الخالق..!..یعنی تو خوابم دنبالمی تو..؟..بگو ببینم از چی خبر داری..؟!..
گفت..نه تو خوابت نمیتونم بیام متاسفانه..!..ولی خب آدمیزاده..بعضی وقتا تو خواب حرف میزنه..!..فکر کنم یه شب داشت بهت میگفت این آهنگو دوس دارم..!.بی خیال حالا بذار بخوابیم...!..هرشب مزاحم میشی نمیذاری من بخوابم..!

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۲۱-مرداد-۹۷ ۰۷:۲۱ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #13
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"پیاده ای که لبخند زد"
قسمت شانزدهم از فسقلی فضول

ده دیقه ای میشد که تو پارک نشسته بودم...
عجیبه...معمولا جمعه ها سابقه نداره اینقده دیر بیان پارک...
با مهره شکسته و نصفه نیمه ای که دم پارک پیدا کرده بودم ور میرفتم..یه پیاده درب و داغون بود..
چای فروش پارک بدون اینکه چیزی بگم یه آب حوض برام ریخت و گفت مخلص آقا بهزاد..!..
گفتم..دمت گرم یه کم آب کتریتو بریز رو این مهره..!...پیاده رو تمیز کردم ولی خیلی داغون بود...
نمیدونم چرا..آدمیزاده دیگه...یهو یه چیزی به دلش میشینه..!..نمیتونستم پرتش کنم..
گذاشتمش جلوم و گفتم..هیییی...چه دنیائی داشتی تو...کلی باهات بازی کردن...بارها قربانی اینو اون شدی...ولی همینکه از ریخت و قیافه افتادی پرتت کردن دم پارک...و حالا تنها موندی و لگدمال شدن زیر پای آدما..
دردتو میفهمم..غصه نخور..خوبه حالا تو یه پیاده ساده بودی..خیلی از آدما به سرنوشت تو دچار شدن..حتی خیلی از پدرمادرا رو میشناسم که از خونه بچه هاشون طرد شدن..انگار نه انگار که چه فداکاریها و محبتهائی از اونا دیدن...
یهو سرمو بلند کردم دیدم دو سه نفر از دوستام اومدن و بعد سلام علیک یکیشون مهره ها رو ریخت رو صفحه سنگی پارک..از قضا یه پیاده سفید کم بود!..
پیاده درب و داغون رو با روی باز پذیرفتن و بازی من با یکیشون شروع شد...
تموم ذهنم رو این بود که پیاده درب و داغون رو که تو ستون رخ بود حفظ کنم..آخرای بازی هم همون پیاده رو وزیر کردم و بازی رو بردم...
لبخند پیاده درب و داغون رو فقط من میدیدم و نه هیچکس دیگه...
طبق معمول نوبتمم رو به دوستام دادم و دیگه بازی نکردم...
شب که به خونه رسیدم خود بخود یه سری کشیدم زیر تختخوابم و یه نگا به پیاده فسقلی انداختم...
عه..!...فسقلی...؟...کسی اذیتت کرده؟...چرا گریه میکنی؟...
گفت...مرسی بهزاد...
گفتم..خواهش عزیز دلم.!...واسه چی؟..
گفت..خودت میدونی لازم نیس بگم....

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۲۱-مرداد-۹۷ ۰۷:۲۲ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #14
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"یک تبانی در رویا"
قسمت هفدهم از فسقلی فضول

دم دمای صبح میون خواب و بیداری بودم...
ای که بی تو خودمو..تک و تنها میبینم...هرجا که پا میذارم..تو رو اونجا میبینم..!..
یهو پیاده فسقلی از زیر تختخوابم صدام زد و گفت..د بلند شو دیگه بهزاد..قطعش کن اون زنگ گوشیتو..نکنه میخوای کل آهنگو بخونه تا بلند شی..؟!..
زنگ گوشی رو قطع کردمو گفتم..باشه حالا فسقلی چه خبرته؟؟...28ماه خدمت سربازی کردم بس نبود الانم از دست یه پیاده فسقلی انگار تو پادگانم..!..
گفت..خخخخخ!..تقصیر خودته..!..میخواستی اضافه خدمت نخوری سرهنگ جون..!..میگم راستی بهزاد..دیشب تو خواب با کی بازی میکردی..؟!.. بردی یا باختی؟!..
گفتم..خخخخ..حتما باز تو خواب حرف زدم آره؟..باختم متاسفانه..با یه دوست قدیمی بود...ولی بازیمون جالب بود...
گفت..خب چی شد که باختی؟..
گفتم..هیچی رفتیم تو یکی از واریانتهای فرانسه..من سفید بودم..همون اوایل بازی قربانی سوار دادم ولی خوب دفاع کرد و شاهش در رفت..!..
گفت..خب..یعنی تو اینقد ساده ای قربانی سوار الکی بدی..؟!..جالبه..!..اسم حریفت چی بود؟..من میشناسم؟..
گفتم..فسقلی داری یه جورائی کنایه دار حرف میزنی ها..اسمش عنایته تو نمیشناسیش..ای وای دیرم شده باید برم فسقلی..!..
گفت..میگم بهزاد قیافه من به هالو میخوره..؟!..
گفتم..خخخخ..ای همچین!..نه به دل نگیر شوخی کردم..دیرم شده فسقلی باید برم...
گفت..خخخ...یعنی تو به آقا عنایت بود که گفتی تو این لباس عین یه فرشته شدی..؟!!..
وایسا بینم بهزاد کجا در میری..؟!..
با تو ام... وایسا..خخخ..
سریع لباس پوشیدمو زدم بیرون....

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۲۱-مرداد-۹۷ ۰۷:۲۶ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #15
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"حس برنده بودن"
قسمت هجدهم از فسقلی فضول

معمولا آخرای شب یکی دوبازی از استادان کم نام و نشان رو بررسی میکردم..
بالاخره اینام آدمن..!..یه استاد بزرگن..!..چرا همه ش بازی کاسپاروف و آلخین و فیشر..؟!..
طبق معمول آخر بازی رو یه نگا کردم ببینم کی برنده شده..!..اها سیاه برده..!..صفحه رو چرخی زدم و سیاه رو آوردم طرف خودم..!...پیاده فسقلی رو از زیر تختخوابم صدا زدم که بازی رو شروع کنم..
یهو فسقلی گفت..میگم بهزاد تو خجالت نمیکشی؟!..
گفتم..نه..از چی خجالت بکشم..؟..
گفت..چرا همیشه طرف برنده رو میاری سمت خودت..؟..
گفتم..خب..حس خوبی داره..!..بازنده طرف تو باشه یه جوری میشی..!..
گفت..همینه دیگه..خودخواهی..!..از باختم وحشت داری...
گفتم..بشین بینیم بابا درست صحبت کن فسقلی ها..!..من فقط میخوام حرکتهای طرف برنده رو حدس بزنم..!
فسقلی از زیر تختخواب اومد بیرون وگفت..یعنی طرف بازنده حرکت خوبی نداره که حدس بزنی..؟!..
گفتم..خب..اییی..بگی نگی داره..!..اونم یه استاد بزرگه دیگه..ولی وقتی فکر میکنی حرکت به حرکت داری به باخت نزدیک میشی یه احساس بدی داری..!..
فسقلی گفت..تو به باخت نزدیک میشی.؟؟..حالت خوشه..؟؟..مگه تو بازی کردی؟..
گفتم..خخخخ!..خب راستم میگی ولی حالا چرا اینقده اصرار داری که فرقی نذارم..؟..
گفت..انجامش بده..خودت میفهمی منظورم چیه..!..
صفحه رو برگردوندم گفتم..اینم به خاطر گل روی فسقلی..!..
بعد لبخند فسقلی بازی شروع شد..هر حرکتی که از جانب سفید انجام میشد احساس میکردم اشتباهه..!..دلیلش مشخص بود..سفید بازنده این بازی بود..ولی هرچی نگا میکردم میدیدم وضع سفید بد نیس..!..پس چرا این حس بد نمیذاره از بازی لذت ببرم؟...
آخرای بازی بود که تازه متوجه شدم یه بازی دیگه رو چیدم و سفید برنده س..!..
فسقلی از خنده پس افتاده بود و گفت..خخخخ....سرگرم حرف زدن با من بودی که باد پنکه کتاب رو ورق زد..!...
خودمم بی اختیار خنده م گرفت....
از اون شب به بعد برام دیگه فرقی نمیکرد طرف بازنده سمت من باشه یا برنده...چون فهمیدم هدف اصلی فسقلی فضول چیز دیگه ای بود...
که خودم رو یک فاتح کاذب تصور نکنم...و فقط با آرامش به یک واقعیت نگاه کنم...و لذتی واقعی..از بررسی یک بازی...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-مهر-۹۷ ۰۱:۳۶ عصر
وبسایت جستجو پاسخ
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,314
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 815
سپاس شده 994 بار در 469 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 454 / 758
مهارت: 438 / 13,376
تجربه: 33 / 100

ارسال: #16
RE: مجموعه "فسقلی فضول"
"حرکت پیشبینی نشده"
قسمت نوزدهم از فسقلی فضول

آخرای شب بود...
بازیهای مسابقه اخیرم رو آوردم...آره خودشه..همین بود..ببینم چی شد که این حرکت بینابینی رو محاسبه نکردم و بازی از دست رفت...
مهره ها رو چیدم و طبق معمول پیاده فسقلی رو از زیر تخت صدا زدم..دیدم داره میخنده..!..
گفتم..به روی آب بخندی.!..بیا بیرون مگه با تو نیستم؟..
گفت..چیه بهزاد.. میخوای تمرین کنی؟..
گفتم..آره حالا تو اینجوری فکر کن..!..بیا بیرون..
گفت..اها میخوای ریتینگ بگیری..؟!..
گفتم..برو خودتو مسخره کن..!..من 13ساله ریتینگ دارم..
گفت..خخخخخ!..الان که نداری..!..
گفتم..ای مسخره فضول..!..چیه..باز گوشیمو دید زدی..؟..آره فعلا تعلیق شدیم و ریتینگمو پاک کردن..
گفت..خخخخ!..خب چه بهتر..!..ریتینگ میخوای چکار..؟!..هر چی مسابقه میری یه ده بیستائی میدی..!..
گفتم..فسقلی نرو رو اعصابم بیا بیرون....
بازی رو چیدمو بعد کمی تمرکز رو حرکت اشتباهم تازه فهمیدم که بعد محاسبه دو ادامه کاندیدم افکارم قاطی کرده بود و یکی از حرکات ادامه اول رو تو ادامه دوم انجام شده فرض کرده بودم..!..
خیلی پیش میاد که شطرنجباز اینقدر تو بررسی دو سه تا ادامه زیاده روی میکنه که یکی از حرکات رو تو همه اونها انجام شده فرض میکنه..!..و یهو زمانی که غافلگیر میشه تازه میفهمه چه گندی بالا آورده..!...حالا اگه اشتباه کوچک باشه و بازی از دست نره..واقعا شانس آوردی..!..
فسقلی بازم داشت میخندید..!..
گفتم..چیه..؟..باز داری مسخره م میکنی..؟..
گفت..نه جون بهزاد..!..دارم به یه چیز دیگه میخندم..!..
گفتم..خب اگه جون بهزاد برات مهمه..جون من به چی میخندی فسقلی..؟!
گفت..به آدمائی میخندم که بعد اینکه به اشتباهشون هم پی میبرن..به اشتباهشونم افتخار میکنن..!..
گفتم..خخخخ.!..خب پیش میاد فسقلی...
یادته..؟..بهت گفتم وزیر کردن اون پیاده اشتباه بود؟...ولی الانم به اون وزیر افتخار میکنم..حال و هوای بازی رو عوض کرد..با وزیر کردنش حس خوبی بهم دست داد...
فسقلی از خندیدن افتاد و به گوشه ای خیره شد..
گفتم..ای بابا ..باید من اینجوری بشم فسقلی..تو ناراحت میشی..؟..
گفت..نه بحث این نیست بهزاد..ناراحتی من به خاطر اون غم تو چهره ته...که سعی میکنی پنهونش کنی...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-مهر-۹۷ ۰۱:۴۲ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


چه کسانی کسی از این موضوع دیدن کردن
7 کاربردرحال خواندن این موضوع:
Admin (۸-آبان-۹۷, ۰۱:۱۱ عصر)، 52622 (۲۷-تير-۹۷, ۰۱:۱۵ عصر)، یاسین1385 (۱۶-خرداد-۹۷, ۰۴:۲۵ عصر)، Karimi (۷-اسفند-۹۶, ۰۱:۲۶ صبح)، saeed64 (۱۷-مهر-۹۷, ۰۱:۰۸ صبح)، Mb57 (۱۹-تير-۹۷, ۱۲:۵۳ صبح)، deymah (۱۳-آبان-۹۷, ۱۲:۴۷ عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
انجمن شطرنج ایران در تلگرام