انجمن شطرنج ایران Iranian Chess Forum

نخستین و بزرگترین انجمن شطرنج در ایران

شطرنج,کتاب,اخبار,مقاله,فیلم آموزشی,بزرگان شطرنج

شطرنج

انجمن شطرنج ایران
شطرنج
مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن




آموزشگاه مجازی شطرنج


"بازگشت
زمان کنونی: ۲۴-مهر-۹۷, ۰۹:۵۵ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Admin
آخرین ارسال: Admin
پاسخ ها 1
بازدید 187

"بازگشت
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,297
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 813
سپاس شده 988 بار در 467 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 452 / 754
مهارت: 432 / 13,111
تجربه: 16 / 100

ارسال: #1
"بازگشت
"بازگشت"

عصر یه جمعه بود و منم که جمعه ها طبق معمول دلم گرفته س..
نمیدونم..شاید دلیلش بعضی از خاطرات گذشته س..
به تازگی قهرمان منطقه شده بودم...البته بازیهام زیاد سخت نبود و چندان بازیکن قدرتمندی پیش روم قرار نگرفته بود..وگرنه با اون روحیه داغونی که من داشتم و به تازگی عزیزترین کسم رو از دست داده بودم روحیه جنگندگیم چندان تعریفی نداشت...
به پارک همیشگی رسیدم و دیدم هیچکدوم از شطرنجبازا هنوز نیومدن...ولی گوشه پارک دو نفر ناشناس سرشون تو بازی بود..از صفحه مهره بچه گونه و درب و داغونشون میشد فهمید که تازه کارن..
کسب اجازه کردم و گذاشتن بشینم..
یکیشون کورکوری زیاد میخوند و سربسر دوستش میذاشت..
گفتم..ببخشید این بازی چطوریه دقیقا؟!..
گفت..خیلی سخته..!..نگا کن الان کیشه..!..
گفتم..این مهره ها که بزرگترن..حتما قویترن آره؟!..
مهره وزیر رو که بیرون بازی بود نشون داد وگفت..آره این از همه قویتره..!..
دوستش گفت..خخخخ!..اگه قویتره چطور زدی تو اسب من؟!..
گفت..آخه اسبت بد جوری قمپز در میکرد..!..
گفتم..اون کوچیکا چی؟!..
گفت..اونا سربازن..
دوستش گفت..چن ماه خدمتن؟!...خخخخ..!..
گفت..مزه نریز بازیتو بکن..!..فعلا کیشی..!..
دوستش با وجودیکه با رخ کیش بود وزیرشو گذاشت جلو شاه و رفع کیش کرد..!..اصلا قانون خاصی تو بازیشون نبود..درست عین بازی دوتا بچه با اسباب بازیهاشون..ولی طوری واسه من توضیح میدادن که انگار استاد مسلم این بازی هستن...
دوستامو که دیدم از اینا کسب اجازه کردم و تشکر و رفتم پیش دوستام..
دم دمای تاریکی بود که همه رو برده بودم و نفر آخرم داشت میباخت..
یهو سرمو بلند کردم دیدم اون دو نفر بالا سرم هستن..!..
یکیشون گفت..دمت گرم استاد..!..پس چرا نگفتی..؟..
گفتم..هیچی...راستش دوس داشتم اون ساده بودن رو...حس خوبی بهم میداد..
آدما هرچی بیشتر میدونن...مشکلات رو بیشتر حس میکنن..
یکیشون چای فروشه رو صدا زد و یه آب حوض مهمونم کرد...

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۱۵ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


چه کسانی کسی از این موضوع دیدن کردن
2 کاربردرحال خواندن این موضوع:
Admin (۳۰-ارديبهشت-۹۷, ۰۴:۱۵ عصر)، یاسین1385 (۱۸-خرداد-۹۷, ۰۱:۰۹ صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
انجمن شطرنج ایران در تلگرام