انجمن شطرنج ایران Iranian Chess Forum

نخستین و بزرگترین انجمن شطرنج در ایران

شطرنج,کتاب,اخبار,مقاله,فیلم آموزشی,بزرگان شطرنج

شطرنج

انجمن شطرنج ایران
شطرنج
مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن




آموزشگاه مجازی شطرنج


دست و پا چلفتی
زمان کنونی: ۲۳-مهر-۹۷, ۰۱:۵۵ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Admin
آخرین ارسال: Admin
پاسخ ها 1
بازدید 188

دست و پا چلفتی
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,297
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1752
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها : 813
سپاس شده 988 بار در 467 ارسال

سطح: 31
اعتبار: 452 / 754
مهارت: 432 / 13,103
تجربه: 16 / 100

ارسال: #1
دست و پا چلفتی
"دست و پا چلفتی"

جمعه بود و هیئت تعطیل و ما هم تو کندوی همیشگی..!..
راسیتش پارک خیلی با صفاتر از هیئت شطرنج بود...اکثرا احساس راحتی میکردن و از مقررات هیئت خبری نبود...دوسه نفر مشغول آلوده کردن هوا بودن تعدادی هم مشغول تخمه شکستن و خوردن چای و هله هوله..!
حوصله بازی نداشتم و دوس داشتم فقط نگا کنم...آخرش لحظه ای که منتظرش بودم رسید..!..دو نفر با هم افتادن که شوخی زیادی با هم داشتن..
یکیشون که بازیش بهتر بود گفت..الان بهت ثابت میکنم لقبی که بهت دادم برازنده ته..!..
آخه بهش میگفت دست و پا چلفتی..!.همچین بیراهم نمیگفت!..این دست و پا چلفتی اگه یه رخ هم جلو بود باز نمیشد نتیجه بازی رو حدس زد..!..
دست و پا چلفتی گفت..بشین بینیم بابا..بشین تخمه تو بخور..!..چنان ماتت کنم ماتستون..!..
حریفش گفت..باشه سرچای واسه همه...با اینکه اجبارا توافق شد ولی این جمله به دلم ننشست...چون میدونستم دست و پاچلفتی وضع مالی خوبی نداره و بازیشم ضعیفتره...تعدادمونم زیاد بود از بخت بد...
وسطای بازی دست و پا چلفتی دو پیاده عقب بود..رنگش قرمز شده بود و کمتر شوخی میکرد..ولی حریفش همه ش کورکوری میخوند...
یهو دست و پا چلفتی بدجوری تو فکر فرو رفت.. بعد دوسه حرکت بینابینی یه رخ قربانی داد و پوزیسیون حریف رو بهم ریخت..!..من قربانی رخ رو دیده بودم ولی نه تنها من بلکه هیچکس انتظار نداشت که دست و پا چلفتی همچین حرکتی رو ببینه..چون بعد دوسه حرکتم مشخص میشد که حریفش اجبارا مات میشه...
دست و پا چلفتی بازی رو برد و رنگشم به حالت طبیعی برگشت..!
مشغول چای خوردن بودیم که تو گوشم گفت..دمت گرم بهزاد..به دادم رسیدی..!..خدائیش پول سه تا چای تو جیبمه..!..
گفتم..متوجه نمیشم..من..؟؟..
گفت..آره دیگه..مگه زمزمه نکردی رخو بزن تو پیاده اجبارا ماته..؟!!...
گفتم..نه بابا اشتباه میکنی...من حرفی نزدم...
خندید و گفت..بشین بینیم بابا خودتو مسخره کن..من اصلا نمیدونستم چرا باید بزنم تو پیاده..چه برسه به مات اجبار..!!....
یکی از دوستام از اونور گفت..راستی بهزاد..کتابه رو تموم کردی بیاری منم بخونم؟..
گفتم کدوم؟...
گفت..همون که دو هفته پیش تو خونه تون دیدم..گفتی راجع به ارتباط ذهن آدما و چه میدونم از این چرتو پرتاس..!...اها...یادم اومد..
"اسرار تله پاتی"...!..

"بهزاد"

در صورت مفید بودن پست از دکمه [تصویر:  postbit_thx.gif] استفاده کنید.

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیتت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.
۳۰-ارديبهشت-۹۷ ۰۴:۲۴ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


چه کسانی کسی از این موضوع دیدن کردن
2 کاربردرحال خواندن این موضوع:
Admin (۳۰-ارديبهشت-۹۷, ۰۴:۲۴ عصر)، یاسین1385 (۱۸-خرداد-۹۷, ۰۱:۰۴ صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
انجمن شطرنج ایران در تلگرام